![]() |
![]() |
|
| ... اینجا منتظرم ...... راه طولانیست ... |
|
دل به داغ بی کسی دچار شد نیامدی چشم ماه و آفتاب تار شد نیامدی سنگ های سرزمین من در انتظار تو زیر سم اسب ها غبار شد نیامدی چون عصای موریانه خورده دست های من زیر بار درد تار ومار شد نیامدی ای بلندتر زکاش و دورتر زکاشکی روزهای رفته بی شمار شد نیامدی عمر انتظار ما، حکایت ظهور تو قصه ی بلند روزگار شد نیامدی اللهم عجل لولیک الفرج
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم آبان 1387ساعت 9:8 توسط انتظار |
|
|
اگر سفر بروی بی خبر!زبانم لال!؟ بماند آه!دلم پشت در! زبانم لال!؟ هزار سال گذشت از قرار دیدنمان تو رفته ای که نیایی مگر! زبانم لال!؟ هنوز مانده بفهمم، که تو شاعرم کردی! نگفتم از تو از این بیشتر!؟ زبانم لال!؟ مگر نه اینکه تو خورشید آسمان منی؟ چگونه بی تو شبم شد سحر!؟ زبانم لال!؟ بگو که دل بکنم از تمام آدمها نگو فقط ز تو، تو یک نفر، زبانم لال!؟ زده است چوب حراج این غزل به احساسم تو را اگر که نبینم!؟ اگر!؟ زبانم لال!؟
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم آبان 1387ساعت 9:17 توسط انتظار |
|
|
همچو خورشید تا به کی تنها همچو مهتاب تا به کی شبگرد ای همایون همای پرده نشین جان زهرا به آشیان برگرد
اللهم عجل لولیک الفرج |
|
+ نوشته شده در
جمعه دهم آبان 1387ساعت 9:14 توسط انتظار |
|
|
بيا باران اسير خشكسا لم اسير غصه ورنج وملالم تمام جمعه هايم شنبه شد،آه مي آيي كي سوار سبزشالم؟ اللهم عجل لولیک الفرج
|
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم آبان 1387ساعت 9:14 توسط انتظار |
|
| درباره وبلاگ |
این صفحات برگ برگ روزهای انتظاری ست که به امید آمدنش از پس هم ورق میزنیم...العجل العجل یا مولای یا صاحب الزمان ...
|